نور الدين جعفر بدخشى
220
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
و حضرت سيادت « 1 » را ديده آمد بر يك طرف كوچه بر بالاى بام بلندى « 2 » به دو زانو نشسته بود « 3 » و روى به جناب سيادت كرده و هم به چشم جناب سيادت را در كمال جمال حالش مشاهده مىنمايم كه در تجلّى حق قديم مستغرق است و سلطان تجلّى آن حال كلمات عجيبه ( گ ) « 4 » مىگفت به لغت « 5 » عربيه كه من فهم نمىكردم الّا اندكى « 6 » و آنچه فهم كردم از كلمات سلطان تجلّى آن حال اين بود « 7 » كه به لغت « 8 » فارسيه فرمود كه اگر چهل « نعمة اللّه » « 9 » در عالم باشند به مقام سيّد على همدانى نرسند « 10 » و چون موج آن ( آ : برگ 75 ب ) حال بگذشت و حال « 11 » حاكم عقل در ميدان « 12 » حس خيمهء درك نصب كرد خدمت ( ب ) « 13 » حاجى اسحاق فرمود كه اين چه حال بود كه در من نيز اثر كرد . حضرت « 14 » سيادت از خدمت خواجه عبد اللّه رحمة اللّه « 15 » سؤال كرد در بدخشان « 16 » كه از شيخ تميمى چه كرامت ديدى ؟ خواجه فرمود كه وقتى در خوارزم شيخ يعنى والدم « 17 » به زيارت شيخ تميمى رفته بود و حال آنكه شيخ تميمى در مسجدى ساكن مىبود و همه شب قرآن را به تارك سر افتاده مىخواند « 18 » و علماء و فقراى خوارزم نيز در آنوقت به زيارت آمده بودند و نشسته كه « 19 » عروس پادشاه هم « 20 » به زيارت آمد و شيخ تميمى به عروس
--> ( 1 ) ن : حضرت سيادت را ، ل : جناب سيادت را . ( 2 ) گ ، ل : بامى ( به جاى بام بلندى ) . ( 3 ) گ ، ل : ام . ( 4 ) گ : ص 447 ، كلمات عجيبه به لغات غريبه مىگفت . ( 5 ) ب ، ن : لغات . ( 6 ) گ ، ل : اندك . ( 7 ) آ : ندارد . ( 8 ) آ ، ن ، ل : به لغت . ( 9 ) سيد امير نور الدّين نعمت اللّه بن امير عبد اللّه 730 ه / 1229 م - 834 ه / 1331 م . رك به : دولتشاه : تذكرة الشعراء ، صص 18 ، 333 . آذر : آتشكده ، بخش دوم ، ص 620 . مقدمه كليات ديوان شاه نعمت اللّه ، 1328 ه . ديوان صنعى به ضميمهء تاريخچهء تصوف و بيوگرافى شاه نعمت اللّه ، على اكبر ، تهران ، 1328 ه ، ص 3 . ( 10 ) ل : نرسد . ( 11 ) گ : « حال » ندارد . ( 12 ) فقط آ : ميان . ( 13 ) ب : برگ 66 ب . ( 14 ) گ ، ل : جناب . ( 15 ) آ ، ل ، ن : ندارد . خواجه عبد اللّه ركن الدّين شيرازى ، يكى از معاصرين سيد همدانى بود . حيدر بخشى : رسالهء مستورات ، برگ 369 ب . ( 16 ) گ ، ل : جناب سيادت در بدخشان از خدمت خواجه سؤال كرد . ( 17 ) ب ، ل ، ن : والد . ( 18 ) ن : مىخواندم . گ : همه شب بتارك سر استفاده قرآن را مىخواند . ( 19 ) آ ، ب : ندارد . ( 20 ) ن : ندارد .